۱۳۸۶ بهمن ۱۷, چهارشنبه


Emroz weblogamo farsi kardam vali hanoz az royeh in system nemitonam farsi benevisam. Drlam barayeh posteh hesabi ba fonte farsi yezareh shode.
Emroz az on rozast keh be khodam koli gholeh jadid dadam. Nemitonam begam che ghholi be khodam dadam vali negaran nabashid khobeh.
Midonam baram email mizanid ya peygham mizarid manam delma barayeh hamaton ye zareh shodeh vali bavar konid in term digeh nobareh az kareh ziyad. Nmeitonam begam cheghadr saram shologeh. VAli bedonid hamaton to deleh man ja darid va tamameh lahzehamo agar dars nakhonam be shomaha fekr mikonam.
WOW! yadam raft beheton begam ye chizeh jadid kashf kardam onam inkeh behtarin chiz toyeh sarma ineh keh berid Taning badesh vaghty besozid bedalileh sokhtegi darajeh yek keh posteton docharesh shodeh hesabi az khodesh garma motesaed mikoneh va niyaz nadarid digeh belarzid ya kheily lebas beposhid. :).
Bavar konid jadi migam hala emtehan konid albateh ye khordeh dard ham dareh vali khob "No pain no gain" digeh che mishe kard.
Kheily chiza delam mikham benevisam vali fekreh azad mikhad va tamarkoz keh man hichkodomesho alan nadaram. Farda claseh electro magnetic darma va koli HW hamintor ham friday ye HW digeh bayad tahvil bedam va emshab ham bayd simulationamo tamom konam keh tazeh fahmidam yeki az functionam eshkal dareh.
Dar har sorat jaton khali.
Baram ye mozo entekhab konid baraton benevisam vagharna majborid ta modatha in jafangiyat va parakandeh goy hayeh mano tahamol konid.
Az onjay keh man be nazareh hamaton ehteram mizaram ino be entekhabeh khodeton mizaram keh behem begid.
Vali ye chizio yadeton bashe keh man kheily doseton daram va tanah dalilli keh man weblogo minevisam ineh keh nemitonam barayeh hamaton tak tak email bezanam na inkeh nakham vaght nemishe. dar har sorat man inja minevisam keh ba ham harf bezanim pas mozo begid vagharna khodeton midonid mozo moredeh alageh man chiyeh.
Onvaght dobareh majborid dobareh dar moredehsh beshnavid. Mon tazereton hastam.

۱۳۸۶ آذر ۲۶, دوشنبه

The Man-ual



این کتا بو خیلی وقته گرفتم ولی هنوز نتونستم بخونمش. خیلی با نمکه . وقتی خوندم براتون نکته هاشو می نویسم. البته شاید بنویسم حالا ببینم چقدر دخترهای خوبی هستید.

۱۳۸۶ آذر ۲۳, جمعه

Am I on diet? ;)

حالا هی بگید چرا توپولی چرا رژیم نمی گیری، چرا ورزش نمی کنی. ای بابا من نه اینکه به حرف شما اهمیت نمی دم. نه من نمی خواهم دوستامو از دست بدم. پس دیگه فکر بد نکنید آفرین. البته اینم یه مدل دیگه از خود عاشقه گروهیه که هممون بهش مبتلا هستیم. آره جانم مسریه واسه همین فاصله جانبی را رعایت فرمائید. نه چاقیو که نمیگم اونو که من از شما گرفتم خود عاشقیو منظورمه. زیاد شیطونی نکنید وایسید منم بیام با هم شیطونی کنیم.

More Diet Tips :P




Diet ;)

۱۳۸۶ آبان ۱۵, سه‌شنبه

self-congratulation

تبریک


این پستو سفارشی دارم مینویسم. الان حسابی خستم ولی چون میتی ویتی خواسته دیگه چکار کنم مینویسم. یادم می یاد وقتی من و دوست عزیز واترآبادی کانادایمون اولین روز رفتیم مرکز وای چقدر خندیدیم. اولاً که جاش ته دانیا بودوقتی هم که رسیدیم مادر خانواده شمعدانی اومد مارو برد و باهامون مصاحبه کرد. بعد مارو فرستادن پیش آقای نوری و اونم نامردی نکردو یه دفترچه چهل برگ گذاشت جلومون وای من اصلاً شوکه بودم. در ضمن ناخونامم لاک داشت اونم رنگ آبی چون زمستون بود یه دستکش بافتنی قرمز دستم بود ولی چون ناخونام بلند و آبی بود بازم معلوم می شد. نمی دونید با چه بدبختی نوشتم. اون دفترچه چل برگه هم که هرچی می نوشتی تموم نمیشد. دیگه مجبور شدم یه نسخه از شجره ناممو به انضنام و دفتر خاطرات فامیلم رو هم بذارم. ولی بازهم کلی سئوال بدون جواب موند. ولی منفعتش این بود که فهمیدم چه مواردی باید لاگ کنم و به دفترخاطرات فامیلیم اضافه کنم. حالا اومدیم بالا منم که ماشالا هرچی به ذهنم می یاد میگم اون موقع هم که از الان هم کوچیکتر (شوت تر) بودم. برگشتم به مادر خانواده شمعدانی گفتم حالا کی گفته من حاظرم اینجا کار کنم که اینا منو استنتاق کردن. این شروع تشکیل خانواده شمعدانی بود هیجدهم بهمن بود. فرداشم که دوتا دختر دیگه خدا به مادر خانواده داد و شدیم پنج نفر و چند روز بعد سه نفر دیگه که یکی از اونها حاج خانم بود به خانواده اضافه شد. جالب این جاست که همه دختر بودیم.

از اون روزها مدتها می گذره وقتی به تک تکتون فکر میکنم واقعاً خوشحال میشم همه موفق هستید. درسته هر کدوم آرزو و رویا زندگیمونو بازی میکنیم ولی تحصین برانگیزه.

دوست عزیز واتر آبادیمون با پشت کار و تلاشهای بی وقفه به خواستش رسید. من شخصاً بهش تبریک میگم. بلاخره کائناتو از رو بردی و شایستگی و لیاقت خودتو ثابت کردی. آفرین. فعلاً از قول من خودتو یه ماچ بکن تا دور بعد که اومدی ده بالا از خجالتتون در بیایم.

روزهائی که خسته میشم خاطرات گذشته رو مرور میکنم و یادم می یاد برای هر مرحله پروژه چقدر تلاش میکردیم. اون تلاشها و تا دیر وقت کار کردنها از همه ما افراد لایقی ساخته. شاید بگید چه از خود راضی ولی من کلاً آدمی نیستم از خودم تعریف کنم. ولی این بار به جرات به خودم و خانواده شمعدانی و اینکه یکی از اعضاء این خانواده هستم می بالم. جا دارد اینجا از مادر خانواده شمعدانی تقدیر و تشکر شود که این دوستیهارو ما مدیون اون هستیم و خیلی جاها به شکل گیری شخصیت کاری ما کمک کرد. به قول مادر خانواده نگذاشت روحیه پژوهشگری و انرژی بی اندازه ما توی اون محیط کسموم خراب بشه – مرسی (بند هشت به علاوه به بوس گنده).

ببینید مادر خانواده چه کرده. راستی مارو از کجا پیدا کرده.

حیف که نیستم اونجا ولی از قول من هم چندتا عکس تکی بگیرید.

خانم های زیبا همیشه کنارهم خندیدیم و گریه کردیم. این بارهم یه موفقیت جدید دیگه برای یکی ازاعضاء خانواده شمعدانی. همه باهم شاد باشید راستی فقط چک کنید رستورانی که میرید حتماً میگو داشته باشه (نمیدونم چندتاتون این موضوعو یادتون می یاد).

خوبو خوش باشید به امید دیدار جای منو هم خالی کنید حیف که نیستم شلوغ کنم. نه اصلاً می خام بدونم بدون من اصلاً مزه داره؟